30 - عمری که می گذره

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 


یه عاشورای دیگه هم اومد و رفت

این روزا همه اش از خودم می پرسم توی این یکسال چه کار کردم ؟

هیات رفتنم چه تغییری نسبت به پارسال داشته :

 

شهاب بزرگتر شده

چندتا بچه هیاتی نوزاد به جمع سیاهپوش های آقا اضافه شدن

و

خاله جان دیگه بین ما حضور فیزیکی نداره گرچه بودنش هرلحظه حس  

می شه

 

دیگه چی ؟

فقط همین ؟

 

جایی خوندم :

یا حضرت زینب شرمنده ایم که شما برای حسینی شدن ما بی حسین شدین

و شرمنده تر اینکه شما بی حسین شدین و ما حسینی نشدیم

 

 

 

 

 

 

هرسال محرم یه تصمیم هایی می گیرم اما اینکه چقدر تونستم بهشون عمل کنم .......

 

فقط می دونم اونایی که از این روزها درست بهره بردن خیلی سود کردن و برات رستگاری گرفتن

 

خدا نکنه محرم رو از یاد ببریم و مثل لباس مشکی ها بذاریم کنار تا سال بعد

 

دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم

آقا زیاد زحمت ما را کشیده است

 

حرفایی که زدم دردل بود ، شکایت از خودم و حال و روزم

این جا نوشتم تا هرروز برام یادآوری بشه ان شاالله

مگه غیر از اینکه که ما منتظریم و امام زمانمون دائم بر اعمالمون ناظر هستن

خدا کنه یادم نره و غفلت نکنم

 

این هم چند تا عکس از شهاب در گذر زمان

آذرماه 1389

 

 

 

 

آذرماه 1390

 

 

 

و

آذرماه 1391

( اینجا پسرم مبهوت تماشای دسته اس)

 

 

 

التماس دعا

سی امین پست این وبلاگ هم نوشته شد و عمری که ............

/ 38 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله معصومه

سلام مامان شهاب جون سلام شهاب جونم خوبی خاله؟ مامان انقدر از تو و شیرین زبونی هات تعریف شده که مشتاقم لپت رو بکشم و یه عالمه بوست کنم عکس آخرت دل همه رو برده شهابی....... یه اسپند واسه بچه دود کن مامان شهاب جون راستی....بشین سر درست.....مثلا الان ما فوق لیسانس مملکتیم... منو تو نخونیم کی بخونه....؟؟؟؟!!!!!!!!!! چشمک.....بوووووس........بای بای راستی بازم میام......دینگ دینگ.....آره خوب

مامان محمدمهدی

چقدر این عکس آخری نازه..مظلوم افتاده...منم چندتا عکس از محمدمهدی جدید گذاشتم بیا پیش ما..

sezar

دوست عزیزم بصورت اتفاقی با وبسایتی آشنا شدم که از خط خط نوشته هایش غمی جانکاه زبانه میکشد بنام www.sabayepedar.net www.blog.sabayepedar.net از شما دوستان مهربانم میخواهم به آدرس این وب مراجعه کنید و خود از نزدیک شاهد درد و رنج کودکی زیبا که متاسفانه پنج سال است دربند تخت و بیمارستان گرفتار شده است باشید. سکوت در زندگی او نقش پر رنگی دارد . و در خانه ی او از صداو جست و خیز کودکانه خبری نیست . او نیازمند دعا وحمایت ویاری شما مهربانان است . پس دست یاریتان را از او دریغ نکنید. به دیگر عزیزان نیز اطلاع رسانی کنید و مطلبی را به این موضوع اختصاص دهید http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1376448 حتما ببینید http://www.facebook.com/photo.php?v=377536508994233

مامان مهنا

ها حباب پ فکر کردی چی مامان هنی اینجا مامان هنی اونجا مامان هنی همه جا[بازنده]

مامان مهنا

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم[پلک]

فاطمه

اخییییییییییییی عزیز دلم چه نگاه معصومی ماشالله خدا حفظش کنه

مریم

سلام..چه مادر و پسری...خوشحال شدم از آشناییتون..پیش ما هم بیاین