41 _ ماجرای تاخیر ما

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلاااااااااااااااااااااااااااام به دوستای خوب خوب خوب

 

 

 

راستش رو بخواین 20 روزی هست که پسرخاله ها رفتن آتلیه ، اما هنوز عکسهاشون حاضر نشده خجالت

 

ما هم که حسابی دلمون تنگ شده بود و شرمنده ی دوستای بامعرفتی بودیم که همه اش جویای احوالمون هستن تصمیم گرفتیم فعلا این عکسها رو آپ کنیم تا ببینیم آقای عکاسی بلاخره تصمیم دارن عکسها رو تحویل بدن یا نه ؟؟؟؟؟؟؟ خیال باطل

 

 

به امید دیدار

و

التماس دعا

/ 19 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان سام

قربون این پسر خاله های خوشگل.[ماچ][گل][قلب]

مامان هانا

سلام عزیزم ماشالله به شهاب جونم و البته پسرخاله محترم ایشون خدا حفظشون کنه عکساشون خیلی نازه منتظر عکسای اتلیه ای هم هستیم[ماچ][ماچ]

قطره

ب فهیمه گفتم[چشمک]

قطره

تشریف ببرید خصوصی لفطن.....

مامان مهنا

به به چ عکسایی[قلب]

مامان طاها

راستی عین لباس شهاب خواستم برا طاها بگیرم دو ماه پیش بود از رنگش خوشم اومده بود اما اقا طاها یه لباس دیگه انتخاب کرده بود و همش میگفت من اونو میخوام منم دیگه با میلی اونو گرفتم .حالا که الان تو تن شهاب دیدم میگم کاش به حرفش گوش نمیدادم یا دوتاشو میخریدم اخه خیلی نازه[گریه] ببوسش

مریم

عزیزم دلمون براش تنگ شده بود...چه عکسای خوشگلیم شدن....شدیدا منتظر عکسای آتلیه هستیم[ماچ]

شیما مامان شاهین کوچولو

به به شهاب خان تشریف آوردن[قلب] عزیزم دلم واست یه ذره شده بوووووووووووود[ماچ]... مامانی زود زود بیا عکسهای شهاب جونمو بزار [بغل] منتظر عکسای اتلیه هستیم[ماچ][ماچ]

نوشین

عزیز دلم چقدر نانازه. هروقت میبینمش کیف میکنم[بغل] دعا کن منم بچه خوشگل و باهوشی مثل شهاب داشته باشم.راستی دوباره خاله شدی[چشمک]