بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلااااااااااااااااااااام

    

 

رمضان اومد

التماس دعا

ان شاالله مهمونای خوبی باشیم

خداجوووووووووووووووووووووووووووووووووون شوخی ها و اس ام اس های خنده دارمون رو می دونم جدی نمی گیری و خودت می دونی ذوق می کنیم از اومدن ماه مهمونی ات

 

ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووون



تاريخ : جمعه ۳٠ تیر ۱۳٩۱ | ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سلام

 

 

این روزا نمی دونم چی شده انگار واقعا یه ویروس افتاده به جون وبلاگ ها که همه تنبل شدن

بچه ها که همون بچه هان ،              زمستون وتابستون هم براشون فرقی نداره

پس حتما مامانا بی حوصله شدن لابد

البته گرما هم بی تاثیر نیست و خورشید خانم داره حسابی داره خودشو توی زحمت می اندازه

 

 

خلاصه چند وقتیه هی میآم سر می زنم شاید یه نفر یه مطلب جدید نوشته باشه و منم سر ذوق بیام ولی انگار نه انگار

(البته بعضی ها مثل مامان عزیز طاها جون خداروشکرهنوز گرفتار این ویروس نشدن و تند تند آپ می کنن ، من چشمام شور نیست    هاااااااااااااااااا  فرشته)

 

خلاصه تصمیم گرفتم به جنگ این ویروس برم و یه پست خوب بذارم

 

البته برای شروع باید دوربین رو برمی داشتم و چند تا عکس جدید می گرفتم که دیدم چند تا عکس از قبل دارم ولی قول می دم همین امروز و فردا ان شاالله عکسای جدید بگیرم

 

 

از من می شنوین شما هم برید به جنگ ویروس

 

خب در اولین عکس می بینید شهاب مفتخر به پوشیدن کلاه همراه پلیس شده و حالا مدتیه که دیگه روی صندلی عقب می شینه و کمربند هم می بنده

 

 

 

 

منظورم صندلی عقب ماشین بود

 

 

 

 

وای این که صندوق عقبه قهقهه من صندلی عقب رو گفتم .

حالا ......

و علاوه بر اون می تونه از پله های سرسره بره بالا و خودش سر بخوره

 

 

 

و از این بابت بسیار هم خرسند است

 

 

 

این هم عکس بدون شرح از یک روز بیرون از خانه

 

 

دیدین به همین راحتی می شه پست گذاشت حتما نباید سفر برید یا مناسبتی پیش بیاد

 

 

منتظر آپ های جدیدتون هستم 

 

 

فعلا بای بای



تاريخ : چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ | ٦:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام

 

امروز هفتم تیرماه سالگرد تولد خاله جانه

 

 

(دوستان خوبی که تازه به این وب سر می زنن لطفا مراجعه کنن به پست "آه")

 

 

 

نمی دونم این که می گن وقتی زمان بگذره یادت می ره و سرد می شی چرا برای ما درست نیست ؟

 

 

انگار دلتنگی ها به مرور زمان بیشتر می شه

 

گاهی می خوام داد بزنم

 

یه جوری دلم تنگ می شه برات

محاله بتونی تصور کنی

 

دلم برات تنگ شده خیلیییییییییییییییییییییی زیاد

برای شنیدن صدات

برای دیدنت

 

می خوام باز هم تشکر کنم از همه دوستای مهربون دنیای مجازی که اون روزهای سخت کنارم بودن هیچ وقت همدردی های پر محبت شما از یاد من و خانواده ام نخواهد رفت

 

 

امروز دلم خیلیییییییییییییییییی گرفته

 

 

سال 89 مثل امروز برای خاله جان تولد 40 سالگی رو جشن گرفتیم و امسال همه دلتنگیم به معنای واقعی

 

لطفا اگر مایل بودین در این ایام شعبانیه برای شادی روح رفتگان صفحه ای از قرآن کریم هدیه بفرستید



تاريخ : چهارشنبه ٧ تیر ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.