بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱ | ٧:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سلاااااااااااااااااااااااام

 

 

ممنووووووووووووووووون از پیامهای زیبای تبریک

 

قلب

 

و حالا

 

 

سال گذشته روز 31 اردیبهشت ماه سال 1390 باباجون شهاب ، در یک عملیات ضربتی شهاب رو از این شکل

 

 

تبدیل کرد

 

 

 

 به این شکل

 

 

 

 

اون روزا تازه شیطنتهای شهاب شروع شده بود و به بخشهای گوناگون خونه سرک می کشید قربونش برم

 

 

 

 

 

 

این هم دوتا عکس تابستانی از شهاب در سال 90

 

 

 

 

 

 


 

 

یکسال گذشت

 

و

 

 

در اردیبهشت ماه 1391 یه روز که شهاب ما این شکلی بود

 

 

 

 

 

 

 

باباجون تصمیم گرفت یه کاری کنه که سر شهاب هوا بخوره پس :

 

 

 

و بعد هم رفتیم باغ شب بو تا عکس بگیریم

 

 

 

البته حالا که یه ماهی گذشته ، دیگه موهای شهاب جوووووووووووووووووووون بلند شده

 

این عکس رو امروز صبح گرفتم

 

 

 

 

 

عینک

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۱ | ٦:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

 


 

 

 

 

 

روز پدر مبارک

خیلیییییییییییییییییییی زیاد مبارک

 

 

باباجووووووووووووووووووووووووووون شهاب روزت مبارک

 

همیشه شاد و مهربون باش

 

دوست داریم هردومون

 

لبخندقلب



تاريخ : دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم


                   سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

 

 

 بازم سلام

 

 

نمی دونین چقدر انرژی می گیرم وقتی دوستای خوب وبلاگی برام پیام می ذارن و می گن منتظر آپ جدیدن

ممنوووووووووووووووووووووووووووون بغلبغلبغل

 

و اما یار مهربان

کتاب خوندن برای شهاب یکی از اون لذتهاییه که قابل توصیف نیست

شهاب عاشق کتاباشه البته اوایل اونارو پاره می کرد و اصلا تحمل نداشت بشینه به صفحات درست نگاه کنه منم حسابی غصه می خوردم که اگه بچه ام درسخون نشه چی کار کنم ؟ نیشخند

اما به تدریج مخصوصا با زحمات خاله های خوب مهدکودک حالا تبدیل شده به یه کتاب خون حرفه ای

مجموعه ده جلدی تاتی کوچولو جزو بهترین کتابای شهابه که هم شعرهای مفید و آموزنده ای داره هم برای سنش خیلی مناسبه

 

 

 

 

 

اولین دفعه خاله جون شهاب (مامان حسام الدین) که حالا دیگه خودش تبدیل شده به یه کارشناس کتاب کودک وقتی می خواستم شهاب رو از پوشک بگیرم براش  جلدسوم این مجموعه رو خرید

 

 

 

 

 

 

اون روز یه اتفاق فوق العاده افتاد : وقتی کتاب رو به شهاب دادیم اول چند لحظه ای بهش نگاه کرد بعد نشست و اونو ورق زد و تمام شعرها رو از حفظ خوند داشتم بال درمیآوردم

 

شهاب گفت این کتابو خاله مربی برام خونده و گفت وقتی داشته توی مهد بازی می کرده کتاب پاره شده حالا تعجب می کرد که چرا کتاب سالمه

 

فردای اون روز کتاب رو دادم دست شهاب تا ببره مهد و جای کتابی که پاره شده بذاره بعد هم از خانم مربی خواستم لیست تمام کتابایی که براشون می خونه رو توی دفترچه اش بنویسه ، آخه پسرم از اول اردیبهشت رفته کلاس بچه های دو تا سه سال

 

 

یکی از فواید خریدن کتابهای سری اینه که هروقت می خوام به شهاب جایزه بدم فوری یه دونه کتاب می آرم و حسابی خوشحالش می کنم

 

این هم یکی دیگه از کتابهای تاتی کوچولو :

 

 

 

 

 

لطفا هنگام تهیه کتاب برای بچه ها به اسم نویسنده و ناشر دقت کنین و کتابهای مفید رو بخرین

بچه های ما هم مثل خودمون داستانها و اشعار دوران کودکی رو فراموش نمی کنن .

گاهی اوقات موقع لالایی خوندن برای شهاب برای خودم هم جالبه که شعرهای دوران کودکی رو اینقدر خوب به یاد می آرم اما حفظ کردن شعرهای جدید برام سخته

 

این هم یه عکس دو نفره از شهاب و حسام الدین

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱ | ۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.