بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به دوستای خوب و خیلیییییییییییییییی مهربون

از اول امسال هر روز دعا می کردم که تعطیلات واقعا خوبی رو بگذرونید و وقتی آپ جدید چند تا از دوستامو خوندم دیدم خدا رو شکر انگار دعاهام مستجاب شده خدا رو شکر

شادی دوستای خوبم دلم رو شاد می کنه

 

ما امسال زمان تحویل سال همه دور هم بودیم ما و خاله جان ...

 

 

توی این دو ماهی که دل و دماغ عکس و فیلم گرفتن از شهابو نداشتم پسرم حسابی بزرگ شده حالا دیگه جملاتش رو درست ادا می کنه آخه قبلا که حرف می زد من باید در نقش مترجم صحبتهای آقا شهاب رو ترجمه می کردم ولی حالا دیگه هم شعر هایی که به قول خودش از خانوم مربی یاد گرفته رو می خونه هم می تونه یه ساعت سخنرانی کنه 


غیر از اینا قد هم کشیده الان چند هفته ایه که خودش از آبسردکن یخچال آب برمی داره و یه دردسر به کارای قبلی مامان اضافه کرده قربونش برم

 

 

شهاب نود و چند سانتی مامان خودش می ره سر کمدش و اسباب بازی برمی داره منم می ذارم راحت باشه فقط چیزایی که خاله جان براش خریده رو گذاشتم طبقه بالای کمد ان شاالله وقتی دستش به اون طبقه می رسه که قدر یادگاری های یه عزیز از دست رفته رو درک  کنه

 

 

اتفاقاتی مثل غمی که برای خانواده من پیش اومد گرچه خیلی سخته ولی شاید باعث بشه به خودمون بیایم و قدر باهم بودن رو بیشتر بدونیم اما مهمترین چیزی که این روزها از ذهنم دور نشده و دائم به خودم نهیب می زنم اینه که :

زندگی اونقدر طولانی نیست که به گناه بگذره

 

امسال ایام نوروز بلوار و میدان آزادی شاهرود مثل هرسال پر بود از مسافر

شهرداری هم یه سفره هفت سین بزرگ و قشنگ وسط میدون چیده بود ماهم قبل از اینکه سفره رو جمع کنن شهابو بردیم چند تا عکس ازش گرفتیم

پسر عزیزم این روزها رو برات ثبت می کنیم تا اگه روزی من و بابایی نبودیم و تو بودی بدونی هردومون چقدر دوستت داریم

 

اما امروز می خوام دوستای خوب وبلاگی مامان رو به دیدن عکسا دعوت کنم

 

 

ممنوووووووووووووووووووون که به ما سر می زنین

 

دوستتون دارم از خود راضیماچبای بای



تاريخ : دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳٩۱ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مامان و بابا | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.